شطرنج با مهره هاى سوخته - ارسال اس ام اس مجانی روزی 3تا
سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
حذف تبلیغات طمع‌زا از رسانه ملّی
بر مردمان روزگارى آید که جز سخن چین را ارج ننهند ، و جز بدکار را خوش طبع نخوانند ، و جز با انصاف را ناتوان ندانند . در آن روزگار صدقه را تاوان به حساب آرند ، و بر پیوند با خویشاوند منّت گذارند ، و عبادت را وسیلت بزرگى فروختن بر مردم انگارند . در چنین هنگام کار حکمرانى با مشورت زنان بود ، و امیر بودن از آن کودکان و تدبیر با خواجگان . [نهج البلاغه]
ارسال اس ام اس مجانی روزی 3تا
شطرنج با مهره هاى سوخته
•هومن جعفرى
?- اول اشکال بزرگ سیاسى شدن ورزش این است که با «تو» سیاسى برخورد
مى کنند. مى شوى مهره. تاریخ مصرف دارى. دیگر این تو نیستى که ارزش دارى.
تو فقط مى شوى یک مهره شطرنج. مهره اى که نه تنها در زمین بازى حواسش جمع
شود به مهره هاى رقیب بلکه باید حواسش به فرمانده خودى هم باشد و بداند که
چه زمانى قرار است طعمه یا وجه المصالحه یک حرکت استراتژیک باشد.
?- از داریوش مصطفوى چقدر بعید بود که اینگونه وارد بازى شطرنج سازمان
تربیت بدنى شود. بعید بود و عجیب بود و چقدر اشتباه بود که مصطفوى اینگونه
وارد بازى ? سر باختى شود که تاراج تتمه آبرو و اعتبارش به واسطه سال ها
حضور در فوتبال ایران تنها ماحصل آن به حساب مى آید . مصطفوى از روزى که
آمده یا از روزى که آوردندش خاکریزى نیست که از دست نداده باشد و جنگى
نیست که نباخته باشد و مهره اى نیست که نسوزانده باشد و بردى نیست که کسب
کرده باشد!
?- بار اول که به فدراسیون فوتبال آمد،امیر قلعه نویى را سوزاند. او امیر
قلعه نویى و مربیانى را سوزاند که یک یا ? سال بعد اکثرشان نفر اول نیمکت
لیگ برتر بودند. خودش هم سوخت و پاى دعواهاى صفایى فراهانى- على آبادى،
وجه المصالحه شد و فدراسیون را تحویل داد و رفت تا صفایى فراهانى گوشى را
زمین بگذارد و «چغلى» على آبادى را به فیفا نکند!
?- شطرنج سازمان تربیت بدنى در پرسپولیس و استقلال، بازى با مهره هاى
سوخته است. نمى دانیم چرا سازمان تا این اندازه به تعویض کردن مهره ها
علاقه دارد اما حاصل آن تا به امروز معکوس روند منطقى و پایه گذارى شده
شطرنج است. کارى که سازمان با آبى و قرمز مى کند هر چه هست شطرنج نیست. در
شطرنج معمولاً تعویض مهره به «وزیر شدن» مهره مى انجامد یعنى شما سرباز را
به خط پایان جبهه دشمن مى رسانى و بعد آن را به وزیر تبدیل مى کنى. در
پرسپولیس- و حتى در استقلال- شاهد این هستیم که وزیر را مى رسانند به ته
خط و سرباز را وارد بازى مى کنند. یکى به مهندس، شطرنج کلاسیک را بیاموزد.
«شطرنج مدرن دولت نهمى» در دنیاى مدرن جایى ندارد.


مشکل سعیدلو و على آبادى براى تصمیم گیرى!
با حلوا حلوا کردن دهان پرسپولیس شیرین نمى شود
با هم کار کردن داریوش مصطفوى و حسین هدایتى ممکن به نظر نمى رسد. از همان
اولین روزها نسبت به این مسأله به مسئولان سازمان تربیت بدنى هشدار داده
شد و در این مدت به قدرى درباره اش نوشته اند که همه از آن خسته شده اند
اما هنوز اتفاقى نیفتاده است و سازمان تربیت بدنى به سختى در حال باور این
واقعیت است، آن هم در حالى که زمان زیادى تلف شده و این روند همچنان ادامه
دارد. على سعیدلو و محمد على آبادى هنوز نتوانسته اند براى حل مشکلى که با
تصمیم هاى غلط به وجود آمده به یک جمع بندى مشخص برسند. هر بار تصمیمى
گرفته مى شود اما در ادامه شرایط تغییر مى کند و از اجراى تصمیم صرفنظر
مى کنند. نه اینکه تصمیم  هاى اتخاذ شده لزوماً درست باشد اما بهتر از دست
روى دست گذاشتن است. معلوم نیست این همه اصرار براى بقاى هدایتى یا مصطفوى
از کجا مى آید اما فعلاً پرسپولیس پاسوز این اصرار شده است. مشکل این است
که آنها نمى توانند تصمیم بگیرند. این ناتوانى از کجا مى آید مهم نیست.
مهم این است که پرسپولیس طلاى زمان را بیهوده از دست مى دهد و جدا از
نتایجى که تیم در میادین مى گیرد خود باشگاه رو به قهقرا مى رود. تاکنون
چند بار شاهد جمع بندى هایى بوده ایم که در مصاحبه هاى مسئولان باشگاه و
حتى صحبت هاى چهره برجسته اى چون على سعیدلو نمایان بوده است اما همیشه به
فاصله چند روز ورق برگشته و این بار هم چنین احساس نمى شود. هواداران
پرسپولیس به سعیدلو و على آبادى امید بسته اند تا گره اى که کور شده را
باز کنند. گره اى که اصلاً نباید به وجود مى آمد. وقتى گره ایجاد شد باید
قبل از محکم شدن با دست باز مى شد و حالا کار به دندان کشیده است و اگر
دیر بجنبند دیگر این گره باز نمى شود. آیا قرار است کار تا به آنجا پیش
برود؟ وعده رسیدن اخبار خوش که براى این هواداران نان و آب نمى شود. صبح
تا شب حلوا حلوا بگوییم دهن خودمان شیرین نمى شود چه رسد به دهان دیگران!
امید بر این بود که جلسه سعیدلو و على آبادى تکلیف را روشن کند. صحبت هاى
سعیدلو در زاهدان گویاى این مطلب بود اما خبرهاى تکمیلى حکایت از احتمال
تعلل بیشتر دارد. البته نتیجه بازى دیروز اهمیت زیادى داشت که در هنگام
نگارش این مطلب آغاز نشده بود.


مخالفت کنفدراسیون با جابجایى پست ها در پرسپولیس
مدیر روابط عمومى باشگاه پرسپولیس که همزمان چند پست دیگر را هم دراختیار
دارد، براى رقابت هاى لیگ قهرمانان آسیا به عنوان مدیر بازاریابى معرفى
شده است. منطق حکم مى کند سمت او مدیررسانه  اى باشد اما به نظر مى رسد
بازاریابى و تبلیغات که پول خوبى در آن جریان دارد، وسوسه انگیزتر بوده و
البته از نگاه سازمان لازم است که فرد معتمدى در آن حضور داشته باشد اما
این مسأله خواست خود ضرابى هم بوده است. اکنون مشخص شده این سمت در لیگ
قهرمانان آسیا همان نقش هماهنگ کننده بین باشگاه و AFC را برعهده دارد و
قرار بر انجام فعالیت  خاصى نیست، گو اینکه وى این روزها با توجه به
نامعلوم بودن وضعیت اسپانسر کنونى، درصدد بازاریابى براى یک اسپانسر جدید
است اما اعلام این مطلب از سوى کنفدراسیون که در جریان بازى هاى لیگ
قهرمانان، مدیر رسانه اى مى تواند روى نیمکت بنشیند اما مدیر بازاریابى
باید به روى سکوها برود، حسابى مدیر روابط عمومى باشگاه را قلقلک داده تا
به قول کارمندان باشگاه به صرافت تغییر پست بیفتد اما گویا این امر میسر
نیست.


  • کلمات کلیدی :
  • sarina ::: یکشنبه 87/10/15::: ساعت 6:46 عصر


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ